پایان
از هیاهوی واژه ها خسته ام
من سکوتم را
از اوراق سپید آموخته ام
ایا سکوت
روشن ترین واژه ها نیست؟
همیشه در خلوت
مرگ را مجسم دیده ام
آیامرگ
خونسردترین واژه ها نیست؟
تا چشم گشودم
از چشم زندگی افتادم
شبی شاید امشب
زیر نور یک واژه خواهم نشست
نام خونسرد معشوقه ام را
بر حواس پنجگانه ام
خال خواهم کوفت.
و هم زمان
پایین اخرین برگ خاطراتم
خواهم نوشت
پایان.
من سکوتم را
از اوراق سپید آموخته ام
ایا سکوت
روشن ترین واژه ها نیست؟
همیشه در خلوت
مرگ را مجسم دیده ام
آیامرگ
خونسردترین واژه ها نیست؟
تا چشم گشودم
از چشم زندگی افتادم
شبی شاید امشب
زیر نور یک واژه خواهم نشست
نام خونسرد معشوقه ام را
بر حواس پنجگانه ام
خال خواهم کوفت.
و هم زمان
پایین اخرین برگ خاطراتم
خواهم نوشت
پایان.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۸ ساعت 21:15 توسط سکوت
|