واي برما
وه چه زشت است و زبون در نظر مرد سليم
صورت ادمي و سيرت شيطان رحيم
ظاهر اراسته و طينت الوده به خبث
از درون تالي نمرود و برون ابراهيم
با زبان حمزه ي خوش نيت و بو جهل بدل
در عمل ياور فرعون و سخن يار كليم
روز در مسجد و تسبيح بكف چون زهاد
شب چو فساق بيك گوشه ميخانه مقيم
گاه كردار سزاوار هزاران توبيخ
وقت گفتار نماينده ي افكار حكيم
صاحب رحم ولي برخودو بر صاحب جاه
ظالم توده ي مظلوم و به ظالم تسليم
اين تقلب نكند حرفه بجز لايعقل
اين دوروئي نكند پيشه به جز بي تصميم
انكه الوده به تزوير بود انسان نيست
وانكه ازرده كند خلق نيرزد تعظيم
راستي هر كه كج اقتاد ندارد حرمت
هر متاعي كه بود قلب كنندش تحريم
مرد بايد شود اراسته از صدق و صف
بي حقيقت نبود لايق عز و تكريم
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸ ساعت 23:57 توسط سکوت
|