دلتنگی...

 خيلی سختــــــــــــه . آدمو اذيت ميکنه . ميدونين هميشه همه چيزای بد بدون سود نيستنا همين دوری با دلتنگی بعضی وقتا در عين ناراحت که برامون پيش مياره سودايم داره...



سود...

باعث ميشه قدر اون چيز يا کس رو بيشتر بدونيم و خودمونو در اون مورد بيشتر محک بزنيم کمترين چيزی که تو اون زمان متوجه ميشيم اينه که واقعا به - - -  پايبند هستيم يا نه...



زمان...

همون موقعی که يک فاصله بين ديدارامون پيش مياد...


تحمل...

 سخته؟؟؟ قبول دارم اصلا سخت برا يک ثانيشه...


چیکار کنیم...

خب کاری نميشه کرد جز اينکه تو اين زمان بهترين وقتو داريم که - - - مون رو تو خودمون پرورش بديم...


چرا دوری...

اينم ميتونه دلايل زيادی داشته باشه ولی مهم اينه که تو اين مدت بتونيم تحمل کنيمو پايبند باشيم اگه نتونيم و دنبال هزارتا چيز ديگه بريم پس اصلا دلتنگی معنی نميده فقط داريم تظاهر ميکنيم...


حرف آخر...

 گل سنگم گل سنگم  چی بگم از دل تنگم مثل آفتاب اگه بر من نتابی سردمو بی رنگم
همه آهـــم همه دردم مثل طوفان پر گردم باد مستم که تو صحرا ميپيچم دور تو ميگردم
مثل بارون اگه نباری خبر از حال من نداری بی تو پرپر ميشم دو روزه دلسنگت برام ميسوزه